منتشر شده در

چرا هنر اصیل و ریشه‌دار سوزن‌دوزی بلوچی در معرض خطر است؟

سوزن‌دوزی یکی از هنرها و دست‌آفرینه‌های سیستان و بلوچستان است که با ظرافت دستان زن بلوچ و پشتکار مداوم آنان خلق می‌شود و عشق را به معنای واقعی نشان می‌دهد. هنر سوزن‌دوزی که یکی از هنرهای تاریخی و فاخر دست زنان بلوچ به شمار می رود، با وجود مهجور ماندن اما همچنان ترسیم کننده نقشه راه مد و لباس ایرانی است و در صورت شناساندن آن، این قابلیت را دارد که نقشه راه مد و لباس بازارهای جهانی شود. قدمت این هنر و رواج آن در همه مناطق بلوچستان به حدی است که از آن به منزله هویت، موجودیت و شناسنامه فرهنگی این قوم یاد می‌شود. سوزن دوزی در منطقه بلوچستان که یادگار پیوند فرهنگ ایرانی با گذشته تاریخی و افسانه‌ای خود است، همواره با ظرافت و توانایی خارق‌العاده سرپنجه زنان بلوچ توسعه یافته و همچنان رواج دارد.

شاید نتوان سند دقیقی از تاریخچه هنر سوزن دوزی ارائه کرد اما در خصوص قدمت و معرفی هنر سوزن دوزی زنان بلوچ می توان به این بسنده کرد که در آثار کشف شده، بر روی سفال های مربوط به هزاره پنجم و ششم قبل از میلاد اشکالی هندسی مشابه نقوش دست زنان بلوچ دیده می شود و همچنین به اعتقاد برخی پژوهشگران و بر اساس شواهد موجود نقوش سوزن دوزی بلوچ قرابت و نزدیکی خاصی با نقوش سنگ نگاره های پیش از تاریخ دارد که همین قدمت سوزن دوزی باعث شده بر جذابیت و اعتبار این هنر رازآلود اضافه شود.

روزگار سیاه این هنر رازآلود تاریخی

هنر سوزن دوزی جزء معدود هنرهایی است که تاکنون هیچ اثر مکتوب و مستقلی از گذشته به شکل، نوع و اهمیت آن نپرداخته. گرچه با مطالعه دقیق آثار بازمانده در موزه ها و کتاب های منتشر شده در خارج از کشور پی به اهمیت و ضرورت حضور آن حتی در زندگی امروزی می بریم. از آن زمان که استخوان تیز پرندگان و ماهی ها به عنوان سوزن به کار گرفته می شد تاکنون که سوزن ها با اشکال مختلف در دسترس است، از سوزن دوزی به عنوان هنری تزئینی استفاده شده است. پس از ظهور اسلام در ایران رودوزی های سنتی ایران به حیات خود همچنان ادامه می داد و به رغم اینکه تحولی شگرف در نقش ها و طرح های ایرانی پدید آمد اما ویژگی های ایرانی بودن خود را از دست نداد.

در نگاره های سوزن دوزی بلوچ، گرچه مبنای بسیاری از نقوش و طرح ها بر پایه اصول هندسی نهادینه شده است اما با زندگی، طبیعت و بینش خاص مردم این منطقه به محیط پیرامون ارتباطی مستقیمی دارداعتقادات مذهبی هنرمندان در بعضی از نقاط و پرهیز از شبیه سازی و همانند پردازی، سبک جدیدی از پردازش طبیعت و محیط زندگی را به ارمغان آورد. این نگرش در مناطق مختلف به گونه های کاملا متفاوت جلوه گری می کند. دوزندگان با علم به این مطلب که پوشاک نماد دلبستگی های خاص و گرایش های فکری هر شخص است سعی در انعکاس عقاید و تاثیرات آن داشتند که این اعتقاد همچنان در بلوچی دوزی ادامه دارد. رنگ ها در این رهگذر خود نشانی بود برای اعلام موجودیت و گرایش های فکری مختلف که در کنار دوخت ها، معنا و هویتی جدید پیدا می کرد و در هر دوره ای از تاریخ ایران معنا و مفهومی خاص داشت.

سوزن دوزی بلوچ با رنگ ها و نقوش سنتی

سوزن دوزی، صنعتی برخوردار از ظرافت دوخت و تنوع رنگ بوده که بیانگر ذوق، سلیقه، سنت و هنر منطقه است و همانند دیگر هنرهای سیستان و بلوچستان رواج دیرینه در این منطقه داشته به طوری که نمونه‌هایی از آن به صدر اسلام، دوران مغول و به خصوص تیموری و صفوی بر می‌گردد. سوزن‌دوزی بازتاب ذوق، خلاقیت ذهنی و توان جسمی زنان بلوچ است و قدمتی به بلندای تاریخ بلوچستان دارد که از این رو به آن «بلوچی‌دوزی» هم می‌گویند. ریشه‌های حیات این هنر را می‌توان در لایه‌های زیرین تاریخ سیستان و بلوچستان یافت، بی‌هیچ واسطه هرکجا که ردی از بلوچ یافت شود سوزن دوزی نیز عظمت خویش را به دیده می‌کشاند.

دکتر ایرج افشار سیستانی در این باره می‌گوید:

بیشتر زنان و دختران بلوچ به موازات آموزش اصول زندگی، سوزن‌دوزی را نیز فرا می‌گیرند و با نقوشی هندسی، انواع گل و طبیعت خیال‌انگیزی را به نمایش می‌گذارند. هنرمندان این رشته با ظرافت دست و حرکت سوزن نقش و نگاره‌های دل‌انگیزی بر لایه سطحی پارچه می‌آفرینند و ذوق و روح پرمایه خود را با حرکت سوزن و نخ بر پارچه حک می‌کنند.

مهمترین موضوع در قلمرو این هنر فقدان استفاده از تجهیزات مکانیکی و چرخ های خیاطی است، زیرا همه چیز با دست پدید می‌آید و اینگونه است که تراوش های ذهنی زن بلوچ در بروی پارچه خودنمائی می کند. سوزن دوزی را می‌توان محصول کار و تلاش سخت زنانه و بازتاب خاطرات تلخ و شیرین آنان در طول تاریخ برشمرد که خود آمیزه‌ای ذهنی از آهنگ حرکت دست‌های زن بلوچ است که منجر به پدید آمدن آثاری جاندار و جاودانه بر تار و پودی سرد و بی‌روح می‌گردد.

اکنون در تمام سیستان و بلوچستان از جمله مناطق اسپکه، هریدک، بمپور، مته سنگ، چانف، مهنت شهرستان نیکشهر، ایرندگان، مارندگان، اسماعیل‌آباد خاش، گشت، سوران، جالق، کله‌گان سراوان و همچنین زاهدان هنر سوزن‌دوزی زنان بلوچ خودنمایی کند. سوزن‌دوزی، نخ‌دوزی یا گلدوزی یکی از روش های دیرینه آرایش و تزیین جامه زنان بلوچ است بگونه‌ای که هیچ جامه زنانه‌ای یافت نمی‌شود که سوزن دوزی بر روی آن نقش نبسته باشد.

روزگاری در نیمه های دهه 60 شمسی، خرید هنر دست زنان بلوچ در بازارهای جهانی از سهم قابل قبولی برخوردار بود بگونه ای که فرانسه رتبه نخست، آلمان رتبه دوم و آمریکا در رده سوم قرار داشت و نیاز است این سهم آوری بار دیگر تقویت شود. مواد اولیه سوزن دوزی «نخ و پارچه» است، سوزن دوزها بر حسب امکانات و سلیقه از نخ دمسه، نخ های رنگین ابریشم و امروزه کاموا استفاده می‌کنند و به نقش آفرینی مشغول می شوند.

پارچه‌هایی که در سوزن‌دوزی بلوچ مورد استفاده قرار می‌گیرد باید دو ویژگی عمده برای سهولت دوخت داشته باشد، نخست این که دارای تار و پودی مشخص باشد و دوم این که این تاروپود مشخص باید راست باشد، ابزار کار سوزن‌دوزی نیز شامل سوزن یا سوچه، قیچی یا مقراض، انگشتانه یا شستی است. نحوه دوخت آن به این شکل است که در ابتدا سوزن دوز از پارچه، قطعه‌ای دلخواه را جدا کرده و طرح مورد نظر را بر روی آن منتقل می‌کنند، اکنون پس از انتخاب طرح، نوبت سوزن دوز است که با روش دوردوزی، خطوط محیطی طرح را دوخته و آن را از باقی پارچه مجزا کند و هنر را بیافریند.

هنر سوزندوزی در سیستان و بلوچستان

بلوچی دوزی میراثی است که نسل به نسل به یادگار می ماند. لباس زنان بلوچ از شش قطعه سوزن‌دوزی شده شامل پیش سینه، جی یا زی گوپتان، پایین دامن، زینت بخش سرآستین پیراهن و زینت بخش سرپاچه‌های شلوار تشکیل شده است. نقش و نگارهای سوزن‌دوزی نسل به نسل توسط مادران به دختران انتقال یافته و امروزه به یکی از مهمترین ابزارهای فرهنگی معرفی زنان مبدل شده است.

در نگاره های سوزن دوزی بلوچستان گرچه مبنای بسیاری از نقوش و طرح های بر پایه اصول هندسی نهاده شده است ، اما با زندگی، طبیعت و بینش خاص مردم این منطقه به محیط پیرامون ارتباط مستقیمی دارد به گونه ای که ساختار صوری بسیاری از نگاره ها از طبیعت اخذ شده است.

قابلیت های بصری این آثار را باید مدیون تلاش زنان سوزن دوز بلوچ در جهت ایجاد هماهنگی میان نقوش طبیعی و هندسی حاکم بر این آثار دانست و قدردان بود، باشد که این هنر به بهترین شکل در جای جای ایران اسلامی دیده شود.

منتشر شده در

سوزن‌دوزی: هنر دستان روح‌بخش زنان بلوچ

تراوش ذهنی که عشق می‌آفریند

سوزندوزی یکی از صنایع دستی و هنرهای ایرانی است که در استان سیستان و بلوچستان و بعضی از مناطق دیگر ایران انجام می‌گیرد. طرح‌های سوزن‌دوزی‌ها بیشتر از رویاهای زنان بلوچ الهام می‌گیرد تا از طبیعتی که در آن زندگی می‌کنند.

شیوهٔ دوخت
در سوزن‌دوزی روی سطح پارچه‌های ساده طرح‌هایی را با نخهای رنگی ترسیم می‌کنند. این کار با کمک سوزن و قلاب انجام می‌شود و بخیه‌های ظریفی روی پارچه می‌دوزند.

در روش‌های اجرای سوزن‌دوزی تنوع زیادی وجود دارد. معمولاً برای سوزن‌دوزی از کارگاه گلدوزی (قابی به شکل مستطیل یا دایره برای صاف نگه داشتن پارچه) استفاده می‌شود. روی پارچه‌های کتان، زربافت، ابریشمی، پشمی و پنبه‌ای روش‌های مختلف سوزن‌دوزی اجرا می‌شود و در آن از نخ‌های ابریشمی، پشمی، الیاف مصنوعی، نخ گلابتون، نخ نقده، نخ ملیله و نخ سرمه استفاده می‌شود.

تاریخچه
هشت‌ هزار سال پیش مردمی که در غار کمربند در نزدیکی شهر بهشهر و در کنارهٔ جنوبی دریای خزر می‌زیستند به کشت غله و پرورش بز و گوسفند روزگار می‌گذراندند. آنان پشم گوسفندان را می‌چیدند و ظاهراً پارچه می‌بافتند و کار دوختن را نیز با سوزن‌های شاخک‌داری که به جا نهاده‌اند انجام می‌دادند.

در همان زمان در غرب فلات ایران در چتل هیوک واقع در ترکیهٔ امروزی فن بافندگی رواج پیدا کرد و در حفاری‌هایی که در آن منطقه انجام شد نحوهٔ تکامل آن کاملاً روشن شده‌است. در آن حفاری‌ها تکه‌هایی از چند دست‌بافت پیدا شد که به صورت سنگواره‌های ذغال شده بر جای مانده بود و نمونه‌هایی از پارچه‌های مختلفی که به احتمال زیاد از کتان بافته شده بود اما بیشتر شبیه به پارچه‌های پشمی بود و نیز قطعات زری‌دوزی‌شده همانند قالب‌هایی که امروزه هم در این نواحی بافته شده‌است.

کمی بعد باز هم مدارکی دال بر فن بافندگی در ایران امروزی در تپه سیلک نزدیک کاشان به دست آمده‌است که مربوط به دو یا سه قرن پیش از آن است. غیر از این، مدارک بسیاری از جمله دوک‌های نخ‌ریسی یا لنگرهای ریسندگی بی‌شمار در حفاری‌های سراسر ایران به دست آمد که مؤید رواج بافندگی و سوزن‌دوزی در ایران در طول زمان‌های مختلف است.

سوزن‌دوزی‌های سنتی ایران یکی از روش‌های دیرینهٔ تزیین جامه و بسیاری از منسوجات است که به‌نوعی در زندگی بشر کاربرد داشته و دارد. دست‌دوخت‌ها به‌جز جنبهٔ تزیینی و شناسنامه‌ای که دربرگیرندهٔ اقلیم و جامعهٔ پدیدآورنده‌اش است در بعضی از اوقات به دلیل عقاید مذهبی روی البسه جلوه‌گری می‌کرد. پیش از اسلام به جز جنبهٔ تزیینی، جنبهٔ طلسم‌گونهٔ آن نیز مطرح بوده‌است.

پس از ظهور اسلام در ایران رودوزی‌های سنتی ایران به حیات تأثیرپذیر خود همچنان ادامه می‌دهند و اگرچه تحولی شگرف در نقش‌های ایرانی پدید می‌آید اما خصوصیات ایرانی خویش را از دست نمی‌دهند. اعتقادات مذهبی هنرمندان در بعضی نقاط و پرهیز از شبیه‌سازی و همانند پردازی سبک جدید از نقش‌مایه‌های باستانی را به ارمغان می‌آورد و این نگرش در مناطق مختلف به گونه‌ای کاملاً متفاوت از یکدیگر جلوه‌گری می‌کند. دوختن کلمات قرآنی به خط کوفی برای حفاظت از شر شیطان و حوادث بد، یکی از تأثیرات آشکار در این هنر دیرینه‌است.

ایلخانیان و تیموریان برخلاف دورهٔ قبل که همگی از شیوه‌های عمدهٔ ساسانی پیروی می‌کردند در صنعت نساجی دگرگونی کاملی پدید آوردند و ابریشم‌دوزی، زری‌دوزی، پولک‌دوزی، ملیله‌دوزی، گلابتون‌دوزی و… بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت.

با ورود فرهنگ و هنر چینی به‌وسیلهٔ مغول، نقش‌هایی از گیاهان و گل‌های متأثر از هنر چینی در آثار این دوره تبلور می‌یابد. اگرچه از آن دوره اثری باقی نمانده‌است اما «فیلیس اگرمان» از روی مینیاتورهای آن دوره سوزن‌دوزی‌ها و گلدوزی‌های آن زمان به‌خوبی توصیف کرده‌است. در این زمان هنرمندان از طرح‌های محرابی، لچک ترنجی، هندسی برای تزیین پرده‌ها، لباس‌ها، چادرها و… استفاده می‌کردند.

در عصر صفویه همچون بسیاری از هنرها، انواع رودوزی‌ها نیز به اوج خود رسید و پیشرفت زیادی کرد تا حدی که باعث قطع نفوذ هنر چینی شد. از نقوش رایج این دوره می‌توان انواع بته‌جقه (قهر و آشتی، گل بادامی، مادر و بچه، بته ترمه، سه‌قلو، سه‌سر، درخت زندگی دوقلو، بته‌جقه شاخ گوزنی، انواع گل‌های اسلیمی و ختایی، شاه عباسی پیچکی، گل اناری، برگی و…) را نام برد.

در عصر شاه عباس از تمام هنرمندان از جمله هنرمندانی که به امر رودوزی‌های سنتی مشغولند برای راه‌اندازی هنرهای سنتی و قدیمی به اصفهان دعوت می‌شود و صاحبان این مشاغل دارای اعتبار و شهرت اجتماعی بودند و حتی در آن زمان محله‌ای به نام مطرکاران یعنی قلابدوزها معروف بوده‌است.